محمد بن على ظهيرى سمرقندى
257
سندباد نامه ( فارسى )
عاشق منجر شد . چشمانش افسونگر است و به چشم او نگاه نكردم مگر آنكه در نگاههايش مرگ را ديدم . ص 76 ( 1 ) ترجمه : بر كسانى كه بر دلم با هجرانشان داغ نهادهاند ، سلام خالق ما باد تا زمانى كه درخت برگ آورد ( تا رستاخيز ) ( 2 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 887 ) ( 3 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 889 ) ( 4 ) ترجمه : بيائيد شراب بنوشيم در جامها و پيالهها . ( 5 ) در كشف الاسرار ميبدى ، حكمت ، ج 5 ، ص 502 و ج 9 ، ص 225 نيز آمده است . ص 77 ( 1 ) ترجمه : خوش آمدى اى عزيز ، بيا بيا ، خوشا به سيماى خجسته فال تو . ( 2 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 844 ) در بختيارنامه ( راحة الارواح ) ، صفا ، ص 18 نيز آمده است . همچنين در بختيارنامه ( لمعة السراج لحضرة التاج ) ، روشن ، ص 53 ( 3 ) قرآن كريم ( 12 / 21 ) ترجمه : گرامى بدار و ( بناز ساز ) جاى اين غلام ، مگر كه روزى بهكار آيد ما را . ( 4 ) ترجمه : دريافتى پس همراه باش [ آن را از دست مده ] و يافتى پس غنيمت شمار ( فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 125 ) ( 5 ) ترجمه : خوشامد باد سعدى را و فرستادهء او را و چه نيكوست چهرهء پيامآورنده به خاطر دوست داشتن چهرهء رسول فرستنده . در اسرار التوحيد ، شفيعى كدكنى ، ص 91 نيز آمده است . ص 78 ( 1 ) ترجمه : بزرگداشت عشّاق از كرم و جوانمردى است و امت عشق ظريفترين امتهاست . در بختيارنامه ( راحة الارواح ) ، صفا ، ص 22 نيز آمده است . همچنين در بختيار نامه ( لمعة السراج لحضرة التاج ) ، روشن ، ص 57 ( 2 ) ترجمه : قلبها آينهء يكديگرند . ( 3 ) ترجمه : آنگاه كه اشباح و بدنهاى ما پنهان شوند ، ميان ما نامههاى راستينى است كه در اندرون با يكديگر نامهنگارى مىكنند و روحهاى ما در هر شرق و غربى به اخلاص دوستى به يكديگر مىپيوندند و يكديگر را ديدار مىكنند . ( 4 ) از صاحب بن عباد ( سندبادنامه ، آتش ، ص 106 ) ترجمه : شيشه روشن و شراب صاف شد . پس جام با مى همانند گشت و كار دشوار و مشتبه شد . آنچنانكه گويى همه شراب است و جامى نيست يا اينكه همه جام است و شرابى در كار نيست . فخر الدين